رواج استفاده از موتورسیکلت در مدارس شوشتر

 

 

مردم می گویند از وضعیت رانندگان موتورسیکلت ناراضی هستیم؛ چرا که اکثر تصادفات درون شهری ناشی از تردد بی رویه موتورسواران است. اکثر تصادفات در سطح شهر به دلیل تردد بی رویه موتور سواران می‌باشد و در همین راستا نیز مردم از میزان رعایت قوانین و مقررات توسط رانندگان موتور سیکلت ناراضی هستند که باید برای رفع مشکل چاره‌ اندیشی شود.

تمامی اقشار مختلف جامعه مانند خانواده ، آموزش و پرورش ، مدارس و ادارات و نهادها باید به کسانی که از موتورسیکلت استفاده می‌کنند بیاموزند که از قوانین راهنمایی و رانندگی سرپیچی نکنند.

این روزها اگر به حیاط مدارس نگاهی بیندازیم در گوشه آن می توان تعداد قابل توجهی موتورسیکلت با مدلهای مختلف دید . پدیده ایی که نه تنها نمادی از یک ناهنجاری اجتماعی است بلکه تهدیدی نیز برای اجتماع محسوب می شود.

این روزها موتورسیکلتها در بسیاری از مراکز جمعیتی به یکی از مهمترین وسیله های حمل و نقل تبدیل شده اند اما از سوی دیگر ارزان بودن و همچنین فراوانی و امنیت کم آنها موتورسیکلتها را در صدر وسایل خطرناک قرار داده است.

طبق بررسیهای صورت گرفته موتورسیکلت در بالای لیست تصادفات جرحی و فوتی قرار گرفته است.

اما آنچه که این روزها از جمله نگرانیهای استفاده از این وسیله نقلیه محسوب می شود و هر روز نیز رنگ تیره تری به خود می گیرد استفاده از این وسیله نقلیه به وسیله افرادی است که گواهینامه استفاده از موتورسیکلت را ندارند در واقع تقریبا هیچ محدودیت سنی برای استفاده از این وسیله نیز وجود ندارد.

نماد این مسئله را به خوبی می توان در حیاط مدارس و زمان رفت و آمد دانش آموزان دید . حیاط مدرسه ها به خصوص دبیرستانها به محلی برای نمایش انواع موتور سیکلتها تبدیل شده است این مسئله ایی است که به صورت نامحسوس پدید آمده و جان دانش آموزان و دیگر افراد جامعه را تهدید می کند.

در این میان به سادگی می توان حدس زد که دانش آموزان مدارس ، سنی پائین تر از ۱۸ سال دارند و این سنی نیست که یک فرد بتواند به صورت قانونی راکب وسیله نقلیه باشد.

این پدیده و ناهنجاری اجتماعی در حالی هر روز بیشتر در حال بروز کردن است که این سوال مطرح می شود که چرا آموزش و پرورش و راهنمایی و رانندگی برخورد لازم برای جلوگیری از رفت و آمد دانش آموزان با موتور سیکلت را انجام نمی دهند؟

آمارها نشان می دهد که بیشتر تلفات موتورسیکلت برای افراد دارای پائینترین سن می باشد.

عدم رعایت نکات ایمنی به خصوص گذاشتن کلاه ایمنی ، این وسیله نقلیه را در بین نوجوانان به یکی از خطرناکترین وسایل تبدیل کرده است به گونه ایی که بیشترین فوتیهای موتورسیکلت سواران نیز به دلیل ضربه به سر وارد می شود.

تمام این موارد نشان می دهد که استفاده از موتورسیکلت در بین جوانان به خصوص افراد زیر ۱۸ سال که نمونه آن در مدارس قابل مشاهده است یکی از خطرناکترین تهدیدهای ترافیکی است.

شدت افزایش دانش آموزان از موتورسیکلت بیش از حد افزایش یافته است.

به عنوان نمونه در توصیف یک تصادف دانش آموز موتورسوار باید گفت که : کتاب هایش وسط خیابان پخش شده است. موتورش یک گوشه افتاده و در حالی که پایش غرق به خون است منتظر مانده تا اورژانس برسد، هنوز به سن قانونی نرسیده و گواهینامه ندارد. صورت و هیکلش فریاد می زند که نوجوان است و با وجود این هر روز صبح با موتورسیکلت شخصی به مدرسه می رود و با همان از مدرسه بر می گردد.

حالا نوجوانی که پشت لبشان سبز نشده و به سن قانونی برا ی رانندگی نرسیده اند، هر روز صبح بر موتورسیکلتی که والدین آنها برایشان خریده اند سوار می شوند و بدون کمترین تجربه در رانندگی و با حداقل امکانات ایمنی در خیابان های شهر برای رسیدن به مدرسه جولان می دهند.

ظهرها، وقتی زنگ مدارس به صدا در می آید به جای دانش آموزان دوچرخه سوار ، محصل های موتورسوار می بینید که در خیابان ها درحالی که کوله پشتی مدرسه بردوش دارند به گشت و گذار می پردازند.

درحاشیه این موتورسواری ها، اتفاقاتی رخ می دهد که اگر برای آنها چاره ایی اندیشیده نشود این بار به جای انعکاس خبر تصادف های مرگبار جاده ایی ، باید هر روز منتظر شنیدن خبرهای دردناکی درباره مرگ مغزی نوجوانان در کف خیابان ها باشیم.

گاهی هم شاهد ویراژ دادن های هولناک و تک چرخ زدن های دلهره آور جوانانی در خیابان ها هستیم که هر لحظه خطر مرگ برایشان به همراه دارد.

معمولاً اگر در مدارس، دانش آموزان کوچکترین خطایی مرتکب شوند، مدیران، معاونان و معلمان آنها را بازخواست می کنند و در نهایت به والدین آن دانش آموز اطلاع می دهند ولی دراین خصوص مدارس مدعی هستند هیچ مسئولیتی ندارند.

کارشناسان آموزشی می گویند که بحث اینجاست که اصلاً مدارس در این اتفاق مسئولیت چندانی ندارند. آنها می گویند درون مدرسه را باید کنترل کنند نه بیرون آن را، طبیعتاً بیرون مدرسه به عهده نهادهای دیگری است که شاید وظیفه خودشان را درست انجام نمی دهند.

یک کارشناس آموزشی می گوید ، اطلاع رسانی به پدر و مادر را تنها وظیفه مسئولان مدارس می داند و می گوید که اگر مدیران یا مسئولان مدارس درجریان این اتفاق باشند باید به والدین دانش آموزان اطلاع دهند و البته من معتقدم این اطلاع رسانی چندان فایده ایی هم نخواهد داشت.

این دانش آموز ، موتورسیکلت را ندزدیده ، پدر یا مادرش برایش خریده ، پس والدین می دانند او هر روز با این وسیله نقلیه به مدرسه می رود ، حالا اگر مسئولان مدرسه هم اطلاع رسانی کنند باز اتفاق خاصی نخواهد افتاد.

آسیب شناسان اجتماعی نیز ، مدارس را دارای مسئولیت کمتری می دانند و با این وجود ضعف آموزش را بزرگترین عامل نابهنجاری و قانون گریزی معرفی می کنند.

بحثی که وجود دارد و شاید گام اول در تقصیر باشد، ضعف آموزشی ماست، در مدارس چقدر به دانش آموزان تأکید می شود قانون را رعایت می کنند؟

نخستین قانون شکنی، سرآغاز بدترین قانون شکنی است. چه کسی مجرم است؟ آیا نوجوانی که بنا به شور نوجوانی و هیجان مورد نیاز این دوران ، طلب خرید موتورسیکلت می کند مجرم است یا پدر ومادری که برای او این وسیله را تهیه می کند ؟

در قوانین مربوط به کودکان تصریح داریم که اگر پدر و مادری مقدماتی را فراهم آوردند که به واسطه آن مقدمات به فرزندی که هنوز به سن قانونی نرسیده اند و تحت ولایت آنهاست آسیبی وارد شود یا احتمال آسیب وجود داشته باشد مجرم هستند.

در واقع قانون، فراهم آوردن هر گونه امکانات غیر قانونی و خطرزا توسط والدین را جرم می داند. حال این وسیله می تواند موتورسیکلت باشد که احتمال تصادف و مرگ نوجوان را در پی دارد یا می تواند وسایل ضرب و جرح مانند چاقو و غیره باشد.

موتور را پدرم برایم خریده. این را علی ۱۵ ساله، دانش آموز دبیرستانی می گوید و اضافه می کند: از کودکی به موتورسیکلت علاقه داشتم. پدرم قول داد رانندگی را که یاد بگیرم برایم موتور بخرد. علی بدون وسایل ایمنی مانند کلاه ایمنی و ملزومات دیگر، رانندگی می کند. اما تکلیف پدری که به فرزند نوجوانش اجازه می دهد رانندگی کند چیست؟

آیا خرید موتور و اجازه سوار شدن بر آن توسط پدری که فرزندش را دوست دارد، فرستادن این پاره تن و جگر گوشه به قتلگاه نیست؟ آیا این پدر مسئولیت هر گونه اتفاقی درخیابان های شهر را بر عهده می گیرد؟

آیا این پدر و مادر، می دانند نوجوانش را از همین سن پایین با هنجار شکنی و قانون گریزی آشنا می کند و او را به سمت خلاف های بزرگتری می فرستد؟ کدام پدر دلسوزی فرزندش را به سمت مرگ می فرستد؟

بر اساس نظر حقوق دانان ، اگر نیروی انتظامی موتورسیکلت دانش آموزی را توقیف کند و آن رابه مراجع قضایی بفرستد ، قاضی می تواند پدر و مادر را احضار یا جلب کند و آنها را به جرم به خطر انداختن جان فرزند خود ، تحت محاکمه قرار دهد.

مجازات چنین جرمی هم بنا به گفته حقوق دانان ، هم می تواند حبس باشد و هم تعزیر و بنا به بزرگی جرم ، قاضی می تواند حکم دهد.

قانون، بی مسئولیتی برخی والدین که فرزندان خود را سوار بر مرکب می کنند را نمی تواند تحمل کند. والدینی که نه فقط جان فرزند خویش را به خطر می اندازد بلکه باعث می شوند نوجوان دیگری هم که دوست فرزند آنها است و هر روز بر ترک موتورسیکلت سوار می شود به خطر بیفتد.

یکی از راهکارهای جلوگیری از تردد موتورسواران دانش آموز این است که شورای ترافیک ، مصوب نماید که اداره آموزش و پرورش در ابلاغیه ایی مدارس را موظف کند تا به محض ثبت نام و به هنگام بازگشایی مدارس در مهرماه نسبت به توجیه و اخذ تعهد از والدین و دانش آموزان در خصوص عدم تردد با موتورسیکلت اقدام نمایند./

 

 

 

 

 

0 دیدگاه ثبت شده در “رواج استفاده از موتورسیکلت در مدارس شوشتر”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرسنجی

به نظر شما بیشترین و مهمترین مشکل شوشتر که از نماینده مجلس انتظار دارید پیگیری کند چیست؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...

نظر سنجی

نظر شما در مورد سیستم جدید و قالب سایت پیک شوشتر چیست؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...

سرویس عکس پیک شوشتر